نگاهی به تفریحات ماشینی در شهر اراک

تنها کافی است جمعه شب ها در خیابانی که سال ها پاتوق جوانان اراکی شده است چرخی بزنید، هر ماشین با حداکثر سه سرنشین مسیر مستقیم یک خیابان را بیش از پنجاه بار بالا و پایین می کند. خودشان می گویند اسمش ” دور دور” است و یکی از تفریحات این روزهای جوانان ایرانی بخصوص جوانان ساکن در شهرهای بزرگ است. پدیده ماشین بازی سال هاست که در کشور ما رواج پیدا کرده است، جوانان ما برخلاف نسل گذشته که بیشتر اوقات خود را در کنار پدر، مادر و اعضای خانواده می گذراندند، ترجیح می دهند اوقات فراغت خود را با دوستانشان بگذرانند. اگر اهل ورزش باشند در باشگاه ها، اگر اهل هنر باشند در سینماها و اگر کنسرتی برگزار شود در کنسرت ها و اگر عشق ماشین باشند که در خیابان ها به دور دور و ماشین بازی می پردازند. این جمعه”وقایع “در یکی از پرطرفدارترین خیابان های اراک به مصاحبه با جوانان پرداخته است. خیابانی که از ساعت ۷ شب کم کم شلوغ می شود و در نزدیکی ۹ شب جای سوزن انداختن نیست.

به گزارش اخبار روزانه استان مرکزی، از بین جوانانی که در این دور دور شبانه شرکت کرده بودند ، ۳۰ نفر با ” وقایع” به گفت و گو نشستند که از بین آنها ۲۰ نفر پسر و ۱۰ نفر دختر بودند که ۲۳ درصد از آنها علت این کار را لذت و سرگرمی، ۱۰ درصد عشق به ماشین بازی، ۵۰ درصد نبود تفریحات دیگرو ۱۰ درصد دیدن دوستان و ۷ درصد علل دیگر بیان کردند.

ساعت ۱۸ جمعه
خیابان خلوت است و در نیم ساعتی که اینجا هستیم کمتر از ده ماشین عبور نکرده اند که سرنشینانشان اکثرا ساکنان آن منطقه هستند که یا منزل را ترک می کنند یا به منزل برمی گردند. فرهاد یکی از ساکنان منطقه که لباس ورزشی پوشیده و در حال پیاده روی است می گوید:” تا ساعت ۲۰ اینجا خیلی شلوغ می شود، منزل ما در نزدیکی اینجاست و جمعه شب ها از صدای ماشین ها آسایش نداریم. من هم ۲۹ ساله هستم اما هیچ وقت زمانی برای دور دور کردن ندارم. فکر می کنم اینجور تفریحات از سر شکم سیری و بیکاری است.”
ساعت ۱۹ جمعه
چند پلیس موتورسوار ورودی خیابان را بسته اند تا از شلوغی و مزاحمت جوانان برای ساکنان منطقه بکاهند و فقط اجازه ورود خودروهایی که ساکنان منطقه هستند را می دهند اما جوان ها از خیابان های فرعی وارد خیابان می شوند.
کم کم بر تعداد ماشین ها با سرنشینان جوان افزوده می شود، شهریار پسر ۱۹ ساله ای است که به مناسبت قبولی در کنکور ماشین آلبالویی رنگی از پدرش هدیه گرفته، به تنهایی در خیابان چرخ می زند. شهریار می گوید:” روزهای جمعه پاتوقمان اینجاست و روزهای دیگر هفته از ساعت ۸ شب به بعد در خیابان های دیگر. جز این کار سرگرمی نداریم. جوان ها بخصوص پسرها اینجا می آیند تا ماشین هایشان را به رخ یکدیگر بکشند. هفته گذشته برای این عروسک( به ماشینش اشاره می کند) ۱۰ میلیون ضبط خریدم، صدایش خیابان را می ترکونه.” لبخندی می زند و با مزدای سفید رنگ که گویا دوستش است، احوالپرسی می کند و ادامه می دهد:” اگر ۴ تا مرکز تفریحی خوب در شهر داشتیم، این وضعیت خیابان نبود. جوان ها از ناچاری به خیابان ها می آیند.”
فرزاد پسر مزدا سوار نزدیک می شود و بحث را ادامه می دهد:” به نظر من میل به دیده شدن باعث می شود، جوان ها هر هفته اینجا جمع شوند. در شهرهای بزرگ مثل تهران با تمام سرگرمی ها و امکاناتش جوانان پولدار جمعه ها در خیابان فرشته، اندرزگو و… جمع می شوند تا دارایی هایشان را به رخ هم بکشند.”
ساعت ۲۰ جمعه
هوا تاریک شده است و خیابان جای سوزن انداختن نیست. عده ای ماشین هایشان را پارک کرده اند در کنار ماشین باهم صحبت می کنند. در کنار جوانان ماشین سوار عده ای هم پیاده چندین بار خیابان را بالا و پایین می کنند.
مریم ۲۴ ساله لیسانس مترجمی و شاغل است. او می گوید:” هر هفته با دوستانم قرار می گذاریم که ساعت هفت ونیم اینجا باشیم، کمی دور دور می کنیم بعد شام می خوریم. فکر نمی کنم کار بدی باشد، چقدر سینما و کافه برویم. من با چند نفر از دوستان صمیمی ام در همین پاتوق آشنا شده ام.”
سمیرا دوست مریم در حالیکه از آبمیوه ای که در دستش گرفته عکس می گیرد تا آن را در اینستاگرامش بگذارد، می گوید:” من بعضی وقت ها با برادرم به اینجا می آیم، به نظرم همه آدم ها عاشق خودنمایی هستند، در دنیای مجازی مثل اینستاگرام و شبکه های اجتماعی هر روز افراد ، عکس از کارهای روزمره شان می گذارند تا دیده شوند، دنیای واقعی هم فرقی با دنیای مجازی ندارد. ما به اینجا می آییم تا ماشین هایمان را به دیگران نشان دهیم و چند ساعتی خوش بگذرانیم.”
ساعت ۲۱ جمعه
هنوز خیابان شلوغ است، از تعدادعابران کم شده و به تعداد ماشین ها افزوده شده است. چند دقیقه ای از ساعت ۲۱ می گذرد که خیابان اصلی باز می شود و مسیر دور دور ماشین ها به سمت خیابان اصلی تغییر می کند. صدای ضبط ماشین ها بالاتر رفته و سرعتشان بیشتر می شود. برای خودنمایی با ماشین هایشان ویراژ می روند.
عطا که از قدیمی های دور دور است می گوید:” هشت سال است که جمعه ها به این خیابان می آیم، الان انگار بچه ها و تازه به دوران رسیده ها به این منطقه می آیند و دیگر شور و حال قبل را ندارد.”
ساعت ۲۲ جمعه
از تعداد ماشین ها کم می شود و تعداد دختران ماشین سوار انگشت شمار شده است. گاهی آنقدر با سرعت می روند که فکر می کنید به تماشای مسابقات اتوموبیل رانی آمده اید.هرچه به نیمه های شب نزدیک می شویم سرعت ماشین ها بالاتر می رود و بی احتیاط تر رانندگی می کنند.
فرید که از ساکنان منطقه است، می گوید:” کاش پلیس فکری به حال این خیابان کند، هوای اراک به اندازه کافی آلوده است اما این رفت و آمدهای غیرضروری وضعیت را بدتر کرده است. علاوه بر آلودگی هوا آلودگی صوتی وحشتناک است. صدای ضبط و اگزوز ماشین ها غیرقابل تحمل است.”
ساعت نزدیک ۲۳ است هنوز تعداد زیادی اتومبیل در خیابان بالا و پایین می کنند. لحظه ای خیابان ساکت می شود و تنها صدای خش خش جاروی مرد زحمت کشی که تمام شلوغی های خیابان را در پس یک شب پر هیاهو جارو میزند به گوش می رسد.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

یک پاسخ

  1. Saeid گفت:

    سلام،ممنون که این موضوع هم بررسی شد حتی در قالب یگ گزارش…من ٢٠ سالمه و این ٢٠ سال رو در اراک زِندگــــــی کردم…همیشه وقتی به تهران یا شهر های دیگه سفر میکنم دیگه دوس ندارم برگردم اراک چون واقعاااااااا شهر مزخرف و کچیکیه…هیچ تفرجگاه یا تفریهگاهی نداره
    .
    تروخدا این شهر رو از تک هسته ای بودن خارج کنید یعنی اینکه سعی کنید با ساخت مجتمع های تفریحی و خریدی در اطراف شهر جمعیت رو پراکنده کنید
    خیلی ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.