افکاری که بی هیچ مقاومتی تزریق می شوند…

هنگامی که ژان بودریار، جامعه شناس و نظریه پرداز منتقد پست مدرنیسم، تئوری «وانمایی رسانه ها» را در آغاز ورود به هزاره سوم مطرح کرد، سردمداران غول های رسانه ای جهان که انحصار را در اختیار داشتند، به علت تضاد این نظر با منافع مادی آنان، نسبت به آن واکنش های منفی نشان دادند و این عقیده را ناشی از نگرش بدبینانه به جامعه اطلاعاتی دانستند. اما با ورود به قرن بیست و یکم و پیشرفت پرشتاب امکانات شبکه اینترنت و گسترش رسانه های سایبری و شبکه های اجتماعی وب محور و موبایل محور، امروزه کمتر کسی است که مساله تاثیر رسانه های نوین را بر ذهن، نگرش و مفاهیم مورد قبول بشر، لمس نکرده باشد. اصطلاح « وانمایی» بیانگر این است که رسانه ها در دنیای امروز چنان قدرتی دارند که می توانند فرای جهان واقعی، به ساخت و پرداخت واقعیت ها بپردازند؛ حقایق را در نظر مخاطب وارونه جلوه دهند و حتی آن چه را که در جهان واقعی وجود ندارد، خلق کرده و به عنوان واقعیت در اختیار مخاطب بگذارند. در واقع «وانموده ها» در مقابل «واقعیت ها» قرار گرفته اند و تشخیص و تمایز میان این دو بسیار سخت شده است.

کارکردهای منفی شبکه های اجتماعی

شبکه های اجتماعی وب محور مثل فیس بوک، توییتر و شبکه های اجتماعی موبایل محور که چندی است در جامعه ما به یکی از منابع مهم اطلاعاتی مردم مبدل شده اند، در کنار کارکردهای مثبتی که دارند متاسفانه کارکردهای منفی زیادی نیز پیدا کرده اند. این کارکرد منفی در جامعه ای که مردم تمایلی به مطالعه کتاب و روزنامه ندارند بیشتر بروز پیدا می کند. زیرا در فضایی که اطلاعات کاربران کم باشد به راحتی می توان داده های غلط و جعلی را درکنار اطلاعات درست و یا در لابلای آن به ذهن مخاطبان تزریق کرد، بدون اینکه در مقابل آن واکنشی نشان دهند یا حتی در مورد آن تامل کنند.

برای مثال چندی است که در شبکه های اجتماعی موبایل محور، پیام ها و جملاتی از قول افرادی که مورد علاقه و یا مورد تایید عموم مردم هستند انتشار می یابد که با کمی تامل در برخی از این پیام ها می توان فهمید بسیاری از آنها ساختگی بوده و صرف نظر از گوینده، در خود پیام نیز اشکالات و تعارضاتی وجود دارد که عقل آن را نمی پذیرد! اما از آنجا که شبکه های اجتماعی میزان بالایی از محتوا را در آن واحد به سوی یک فرد سرازیر می کنند و از آنجا که مخاطبان شبکه های اجتماعی عموما تیتروار مطالب را مرور می کنند و فرصتی برای تامل در مطالب نمی گذارند، بنابراین متوجه این تعارضات نشده و تصور می کنند که آنچه که از زبان یک شاعر، نویسنده، دانشمند یا یک شخصیت مهم شنیده اند حقیقت وجودی و نگرش آن فرد است.

این مساله تبدیل به دستاویزی برای گروه هایی شده است که با هر وسیله ای می خواهند جو موجود در جامعه را برای پذیرش شایعه یا اطلاعات جعلی و دروغین آماده کنند و نگرش های مورد نظر خود را به طور غیرمستقیم و نامحسوس به مخاطبان القا کنند.

معمولا در اینگونه پیام ها سعی می شود از یک عکس جعلی مرتبط برای وثوق دادن بیشتر به پیام جعلی استفاده شود؛ تا تاثیرگذاری بیشتر و سریع تر انجام پذیرد. تحقیقات نشان داده که ماندگاری عناصر تصویری در ذهن بیننده چندین برابر متن و نوشته است و معمولا کاربران هنگامی که با تصویر مواجه می شوند، چندان به پیام متنی آن توجه نمی کنند و بلافاصله پیام را می پذیرند.

اندکی تفکر در این پیام ها و اندکی شناخت از کسانی که این مطالب از زبان آنان نقل شده است نشان می دهد که هدف از انتشار چنین اطلاعاتی در فضای شبکه های اجتماعی چیست و انتشار دهندگان چه مسائلی را دنبال می کنند. برخی از این پیام ها در همان نگاه اول کاملا ساختگی و مضحک به نظر می رسند مثلا پیامی در مورد مسائل سیاسی یا مسائل روز جامعه از زبان فردی که مدت ها قبل از دنیا رفته است و مواردی از این قبیل.

اما برخی دیگر از این پیام ها به نحوی ماهرانه تدوین شده اند که جای هیچ شک و شبهه ای برای مخاطب باقی نمی گذارند؛ به خصوص پیام هایی که به دنبال تغییر نگرش دینی افراد، کمرنگ نمودن باورهای مذهبی و روی گردانی از مسائل دینی و شرعی هستند و با بهره گیری از استدلال های شیک و به ظاهر قانع کننده و قیاس های مع الفارق، افراد را به سمت و سوی مورد نظر خود می کشانند.

مواجهه همراه با آگاهی، تنها راه حل

شرایط تکنولوژیکی جهان معاصر سبب شده تا هر فردی بتواند در فضای مجازی به انتشار و انتقال اطلاعات به جمع کثیری از مردم بپردازد. در اعصار گذشته انتقال اطلاعات عموما از طریق کتاب، روزنامه یا رادیو تلویزیون بود که در هر صورت نوعی کنترل بر محتوای آنان وجود داشت و افراد در مقابل پیام های ارسالی پاسخگو بودند. اما اینترنت علیرغم تمامی مزایایش، با به ارمغان آوردن فضای مجازی و هویت های جعلی که امکان کنترل و بررسی تمامی آنها غیرممکن است به تشکیل چنین فضایی دامن زده است و گروهی نیز با اهداف از پیش تعیین شده، در این فضا به شدت جولان می دهند.

عدم شناخت و پایین بودن سطح اطلاعات کاربران در مورد جامعه خود، تاریخ و بزرگان خود و دین خود، بستری را برای انتشاردهندگان پیام های جعلی فراهم آورده و خروج از این وضعیت تنها با آگاهی دادن به کاربران شبکه های اجتماعی میسر است. باید این فرهنگ در جامعه نهادینه شود که کاربران شبکه های اجتماعی قرار نیست در هر زمینه ای اطلاعات خود را تنها از کانال این شبکه ها به دست آورند و فرهنگ کتاب خوانی و روزنامه خوانی باید تقویت شود. از سوی دیگر نهادهای آموزشی نقش مهمی در تفهیم این مطلب دارند که در عصر تعدد وسایل ارتباط جمعی، این کاربران هستند که نباید منفعل بوده و به صورت فعال به انتخاب و گزینشگری کانال های پیام بپردازند؛ نه اینکه هر مطلبی را از هر کانالی که به آنان منتقل شد بدون تامل بپذیرند.

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.